روزگارم بد نیست غم كم میخورم
كم كه نه هر روز كمكم میخورم
عشق از من دورو پایم لنگ بود
غیمتش بسیار دستم تنگ بود
گر نرفتم هر دو پایم خسته بود
شیشه گر افتاد هر دو دستم بسته بود
چند روز یست كه حالم بد نیست
حال ما از این و آن پرسید نیست
گاه بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل میزنم
حافظ فرزانه دل فالم را گرفت یك غزل آمدوحالم را گرفت
مازیاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ماپنداشتیم
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 0:43  توسط آرامیس
|
دیگه سعی میکنیمم نگاهمون به هم به همدیگه برخورد نکنه...
اخ که چقد....نگاهتو یک روزی دوست داشتم...
چقدر عوض شدم ...که نگامو ازت میدزدم...تو هم تنفر داری فک کنم
اه...چقد امشب و امروز بد بود ......
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 23:13  توسط آرامیس
|
دلتنگم...نه برای کسی... از بی کسی ...!!!
خسته ام... نه از تکاپو... از در به دری...!!!
نه دوستی ... نه یادی ... نه خاطره ی شیرینی...!!!
تنهایم...
تنهاتر از آن سنگ کنار جاده...!!!
اما مشتاقم!!!
مشتاق دیدار آن کس که صادقانه یادم کند...
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 0:34  توسط آرامیس
|
دلتنگی یعنی یک بسته سیگار بکشی اما خاطره ی یک نخ سیگار خفه ات کنه..
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 22:40  توسط آرامیس
|
نه اسمش عشق است،نه علاقه،نه حتی عادت.
حماقت محض است دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 23:7  توسط آرامیس
|
آدما دو دسته اند یا مجبور میشن تو جمع ، غرورشون رو بشکنن یا مجبور میشن تو تنهایی ، بغضشون رو بشکنن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 23:7  توسط آرامیس
|
این ترم اولین کلاسم با تو بود !!!!!!!!!
لعنت به این زندگی
ازت متنفرم.....
کاش نبودی
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 14:56  توسط آرامیس
|
از درد در آمدیم و خود درد شدیم/از هستی خود ببین چه دلسرد شدیم/صد زخم درون سینه پنهان داریم/بازیچه روزگار نامرد شدیم
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 14:53  توسط آرامیس
|
مردم از تنهااایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
امروز میخاستم بیام بهت بگم چون اخرین روزی بود که با هم اتهان داشتیم ....اما تیپم خوب نبود خجالت کشیدم با این لباسام بیام پیشت...
درک کن من عاشقتم نه مهدی خدا پرست کسکش!!!
برای ترم دیگه معلوم نیست درسامو با کی بردارم
تو هم معلوم نیست کجا باشی...
نمییییییخام درس بخونم شاید مرخصی گرفتم!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 14:35  توسط آرامیس
|
ترم دیگه نمیخام جتی ۲ واجد درس با توووووو بر دارمممممممممم.!!
اگه بردارم اجمقانه ترین کار زندگیمو کردم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 17:24  توسط آرامیس
|